علی
این هم آقا علی که هنوز مدرسه نرفته.
به كلبه تنهايي من خوش آمدين
امروز ميخوام يه دوست جديد رو به شما معرفي كنم كه بسيار باهوشه شما ميتونيد هر سوالي كه دارين از اين شخص بپرسين (۰۹۳۵۱۷۶۸۱۵۶) و (۰۹۳۵۷۶۴۸۶۰۸)
سلام عرض مي كنم خدمت تمام كساني كه اين وبلاگ رو براي ديدن انتخاب كردن.
خيلي وقت بود كه حوصله گذاشتن مطلب توو وبلاگ رو نداشتم اما از امروز مي خوام هرچي مطلب به درد بخور هست پيدا كنم و واستون بزارم.
يه انتظار كوچولو هم از شما دارم . تا حالا هيچ فكر كردين چرا وقتي يه چيزي ميخرين يا سوار تاكسي ميشين با اينكه پول ميدين اما از صاحب فروشگاه يا راننده تاكسي تشكر مي كنيد؟
چون مي خواين با اين كار ثابت كنيد كه ازشون راضي هستين .حالام من از شما هيچي نميخوام جز يه نظر دادن خشك وخالي.
اگه مطالب خوب نيستن نظرتون رو بگين تا خوب بشن اگرم كه خوبن نظر بدين تا بهتر بشن.
یار باز آید و با وصل قراری بکند
دیده را دستگه دُرّ و گهر گرچه نماند
بخورد خونی و تدبیر نثاری بکند
دوش گفتم بکند لعل لبش چاره ی من
هاتف غیب ندا داد که آری بکند
کس نیارد بر ِ او دم زند از قصه ی ما
مگرش باد صبا گوش گذاری بکند
داده ام باز ِ نظر را به تذروی پرواز
باز خواند مگرش نقش و شکاری بکند
شهر خالیست ز عشاق بوَد کز طرفی
مردی از خویش برون آید و کاری بکند
کو کریمی که ز بزم طربش غمزده ای
جرعه ای درکشد و دفع خماری بکند
یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب
بوَد آیا که فلک زین دو سه کاری بکند
حافظا گر نروی از در او هم روزی
گذری بر درت از گوشه کناری بکند
حافظ
که شده رابطه مان ایمیلی
حیف از آن رابطه ی انسانی
که چنین شد که خودت میدانی
عشق وقتی بشود دات کامی
حاصلش نیست به جز ناکامی
نازنین خورده مگر گرگ تو را ؟
برده به دات کام و دات ارگ تو را؟
بقیه شعر را در ادامه مطلب ببینید